به گزارش گردشگرآنلاین، طرح مدیریت هیئتامنایی میراثفرهنگی، محوطهها و موزههای تاریخی میتواند مسیر تازهای برای اداره تخصصیتر میراثفرهنگی کشور ایجاد کند؛ با این حال، موفقیت چنین مدلی به نحوه طراحی و اجرای آن وابسته است. رسول وطندوست، پیشکسوت و چهره ماندگار میراثفرهنگی، با تأکید بر همین موضوع معتقد است که تعریف دقیق جایگاه حقوقی، اختیارات و مسئولیتهای هیئت امنا و انتخاب اعضای متخصص، مهمترین پیششرطهای موفقیت این طرح هستند.
او در تشریح دیدگاه خود درباره این الگوی مدیریتی اظهار کرد که اصل ایده هیئتامنایی شدن مدیریت برخی مجموعههای تاریخی قابل دفاع است، اما نمیتوان صرفاً با ایجاد یک ساختار جدید انتظار داشت مشکلات مدیریتی آثار و محوطههای تاریخی برطرف شود.
به گفته وطندوست، آنچه اهمیت دارد این است که ساختار جدید از ابتدا با وظایف مشخص، منابع مورد نیاز، اختیارات متناسب و سازوکار نظارتی روشن شکل بگیرد.
هیئت امنا باید چه اختیاراتی داشته باشد؟
یکی از پرسشهای اساسی درباره مدیریت هیئتامنایی آثار تاریخی، جایگاه واقعی این هیئت در ساختار مدیریتی است. اگر اعضای هیئت امنا مسئولیت داشته باشند اما اختیار تصمیمگیری متناسب با آن مسئولیت را نداشته باشند، امکان تحقق اهداف مورد انتظار از این مدل کاهش پیدا میکند.
وطندوست تأکید کرد که در اجرای این طرح باید دقیقاً مشخص شود هیئت امنا در هر مجموعه چه وظایفی بر عهده دارد، چه اختیاراتی خواهد داشت و جایگاه قانونی آن چگونه تعریف میشود.
این موضوع بهویژه درباره محوطههای مهم تاریخی اهمیت بیشتری پیدا میکند. به اعتقاد این پیشکسوت میراثفرهنگی، نمیتوان برای مجموعههایی مانند پاسارگاد و تختجمشید و سایر آثار تاریخی، بدون توجه به تفاوتهای آنها، یک نسخه مدیریتی یکسان در نظر گرفت.
هر اثر تاریخی ویژگیهای خاص خود را دارد و همین تفاوتها باید در نحوه اداره آن نیز مورد توجه قرار گیرد.
هر محوطه تاریخی نسخه مدیریتی خودش را میخواهد
محوطههای تاریخی از نظر شرایط حفاظتی، میزان مطالعات و پژوهشهای انجامشده، ظرفیت گردشگری، وضعیت زیرساختها، منابع مالی و حتی چشمانداز توسعه با یکدیگر تفاوت دارند.
به همین دلیل، ساختار مدیریتی آنها نیز نمیتواند الزاماً یکسان باشد. وطندوست معتقد است ویژگیهای هر اثر باید در حوزههایی مانند حفاظت، پژوهش، برنامهریزی، معرفی و ترسیم چشمانداز آینده مجموعه در نظر گرفته شود.
برای نمونه، مدیریتی که برای یک موزه با ساختار مشخص و مجموعهای از آثار قابل نمایش طراحی میشود، ممکن است برای یک محوطه باستانشناختی گسترده که نیازمند حفاظت مستمر، پژوهشهای میدانی و مدیریت بازدیدکنندگان است، مناسب نباشد.
از این منظر، هیئتامنایی شدن مدیریت آثار تاریخی زمانی میتواند نتیجهبخش باشد که ساختار آن انعطافپذیر باشد و بر اساس نیازهای واقعی هر مجموعه طراحی شود.
ترکیب اعضای هیئت امنا اهمیت دارد
یکی دیگر از محورهای مهم مورد تأکید وطندوست، انتخاب اعضای هیئت امناست. تشکیل یک هیئت امنا بدون توجه به تخصص و تجربه افراد حاضر در آن، لزوماً به معنای ایجاد مدیریت تخصصی نیست.
او تأکید کرد افرادی که برای عضویت در این ساختار انتخاب میشوند باید علاوه بر دانش و تجربه، شناخت عمیقی از ویژگیها و ظرفیتهای همان اثر یا محوطه داشته باشند.
در واقع، اعضای هیئت امنا باید بتوانند میان حفاظت از اصالت اثر، نیازهای پژوهشی، مسائل اجرایی، ظرفیت گردشگری و الزامات اقتصادی تعادل ایجاد کنند.
این مسئله اهمیت زیادی دارد؛ زیرا مدیریت میراثفرهنگی با بسیاری از حوزههای معمول مدیریت تفاوت دارد. تصمیمی که ممکن است از نظر اقتصادی کوتاهمدت سودآور باشد، در صورتی که به اصالت یا تمامیت یک اثر آسیب بزند، نمیتواند تصمیم مناسبی برای میراثفرهنگی تلقی شود.
تجربههای جهانی میتواند راهگشا باشد
وطندوست همچنین بر استفاده از تجربه کشورهای دیگر در زمینه مدیریت محوطههای تاریخی تأکید کرد. به گفته او، در برخی کشورها ساختارهایی برای مدیریت مستقلتر و تخصصیتر موزهها و محوطههای تاریخی ایجاد شده است که میتواند برای ایران نیز مورد مطالعه قرار گیرد.
با این حال، الگوبرداری از تجربههای خارجی نباید به معنای انتقال عین به عین یک مدل مدیریتی باشد. ساختار حقوقی، اقتصادی، اداری و فرهنگی هر کشور متفاوت است و مدل مورد استفاده در ایران باید با شرایط داخلی سازگار شود.
شناخت نقاط قوت و ضعف تجربههای بینالمللی میتواند به تصمیمگیران کمک کند تا در زمان طراحی مدل جدید، از آزمون و خطاهای پرهزینه جلوگیری کنند.
تجربه چغازنبیل؛ یک نمونه داخلی
وطندوست در تشریح تجربههای داخلی، به پروژه بینالمللی چغازنبیل در اواخر دهه ۱۳۷۰ و اوایل دهه ۱۳۸۰ اشاره کرد و آن را یکی از نمونههای قابل توجه مدیریت میراثفرهنگی در کشور دانست.
به گفته این پیشکسوت میراثفرهنگی، پروژه چغازنبیل از استقلال نسبی برخوردار بود و همین ویژگی امکان تصمیمگیری و اجرای انعطافپذیرتر برنامهها را فراهم میکرد.
این استقلال البته به معنای نبود نظارت نبود. ساختار پروژه همچنان در چارچوب نظارتهای لازم فعالیت میکرد، اما در حوزههایی مانند مسائل مالی، اداری و انتشاراتی ظرفیت بیشتری برای تصمیمگیری و اقدام داشت.
از سوی دیگر، پژوهش، اجرا و معرفی اثر در یک ساختار منسجم دنبال میشد و پروژه از چشمانداز مشخصی برخوردار بود. حمایتهای مالی داخلی و خارجی نیز از دیگر عواملی بود که به پیشبرد این تجربه کمک کرد.
این تجربه میتواند از این جهت برای طرح هیئتامنایی اهمیت داشته باشد که نشان میدهد افزایش اختیار مدیریتی، زمانی میتواند نتیجهبخش باشد که همزمان با تخصص، منابع و چشمانداز مشخص همراه شود.
از چغازنبیل تا پایگاههای میراثی
به گفته وطندوست، پس از تجربه چغازنبیل، پروژه بزرگ تختجمشید شکل گرفت و در ادامه، ساختار ادارهکل پایگاهها ایجاد شد. اکنون نیز شمار قابل توجهی از پایگاههای میراثی در کشور فعال هستند یا قرار است بر مبنای چنین ساختاری فعالیت کنند.
با این حال، تجربه پایگاههای میراثی نشان داده است که ایجاد یک ساختار اداری به تنهایی نمیتواند موفقیت یک مجموعه تاریخی را تضمین کند.
وطندوست با اشاره به تفاوت میان پایگاهها از نظر نیروی کارشناسی، منابع مالی، توان اجرایی و میزان اختیار تصمیمگیری اظهار کرد که عملکرد همه پایگاهها یکسان نبوده است.
به بیان دیگر، داشتن عنوان یا ساختار مدیریتی مستقل، زمانی اثرگذار خواهد بود که پشتوانه واقعی برای فعالیت آن وجود داشته باشد. نیروی انسانی متخصص، بودجه کافی، امکان تصمیمگیری و برنامه بلندمدت، عواملی هستند که میتوانند ساختار مدیریتی را به یک سیستم کارآمد تبدیل کنند.
تناسب اختیار و مسئولیت؛ کلید موفقیت مدیریت میراث
تجربههای گذشته از نگاه این کارشناس میراثفرهنگی یک نکته مهم را روشن میکند: میان اختیار، مسئولیت، منابع، تخصص و چشمانداز باید تناسب وجود داشته باشد.
اگر مسئولیت یک مدیر یا هیئت امنا افزایش پیدا کند اما منابع یا اختیارات لازم در اختیار آن قرار نگیرد، ساختار جدید ممکن است تنها به یک لایه اداری دیگر تبدیل شود.
در مقابل، اعطای اختیار بدون نظارت و پاسخگویی نیز میتواند مشکلات دیگری ایجاد کند. بنابراین طراحی سازوکار نظارت، در کنار تعیین اختیارات، یکی از بخشهای مهم این طرح خواهد بود.
وطندوست تأکید دارد که در طراحی الگوی هیئتامنایی باید از تجربههای گذشته استفاده شود و ساختارهایی که پشتوانه کارشناسی و اجرایی کافی ندارند، تکرار نشوند.
هیئتامنایی شدن میراث تاریخی چه دستاوردی دارد؟
اگر سازوکار حقوقی، مالی و اداری این طرح به درستی طراحی شود، مدیریت هیئتامنایی میتواند ظرفیت بیشتری برای تصمیمگیری تخصصی در محوطههای تاریخی ایجاد کند.
این مدل میتواند در حوزههایی مانند برنامهریزی بلندمدت، حفاظت، پژوهش، معرفی آثار و مدیریت ظرفیتهای گردشگری مورد استفاده قرار گیرد. همچنین امکان استفاده از تخصص افراد خارج از ساختار اداری روزمره را نیز میتواند افزایش دهد.
با این حال، تحقق این ظرفیتها به نحوه اجرای طرح بستگی دارد. انتخاب اعضای متخصص، تعیین وظایف مشخص، تأمین منابع مالی و ایجاد سازوکار نظارتی، اجزایی هستند که باید همزمان دیده شوند.
وطندوست در پایان تأکید کرد که هیئتامنایی شدن مدیریت آثار تاریخی و موزهها میتواند رویکردی مؤثر باشد، اما تحقق آن نیازمند تعریف روشن جایگاه حقوقی هیئت امنا، حدود اختیارات، مسئولیتها، شیوه تأمین منابع و سازوکار نظارت است.
به اعتقاد او، حضور افراد متخصص و صاحبتجربه در این ساختار نیز شرط مهم دیگری است که میتواند به ارتقای کیفیت مدیریت، حفاظت، پژوهش و معرفی میراثفرهنگی کشور کمک کند.
بیشتر بدانید:
از مدیریت میراثفرهنگی و محوطههای تاریخی بیشتر بدانید
مدیریت محوطههای تاریخی تنها به نگهداری فیزیکی آثار محدود نمیشود. حفاظت، پژوهش، مستندسازی، معرفی، مدیریت بازدیدکنندگان و برنامهریزی برای آینده مجموعه، بخشهای مختلفی هستند که در اداره یک محوطه تاریخی باید همزمان مورد توجه قرار گیرند.
محوطههایی مانند تختجمشید و پاسارگاد نیز به دلیل اهمیت تاریخی و ارزش جهانی، نیازمند برنامهریزی دقیق و مدیریت تخصصی هستند. هرگونه توسعه گردشگری در چنین مکانهایی باید در کنار حفاظت از اصالت و تمامیت اثر انجام شود.
برای گردشگران نیز رعایت ضوابط بازدید، خودداری از لمس یا آسیب زدن به آثار، توجه به مسیرهای مشخصشده و حفاظت از محیط محوطه، بخشی از مسئولیت حفظ میراث تاریخی برای نسلهای آینده است.
















